دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۸ ۳۴ بازديد
اين سخن از حد و اندازهست بيش
اي اياز اكنون بگو احوال خويش
هست احوال تو از كان نوي
تو بدين احوال كي راضي شوي
هين حكايت كن از آن احوال خوش
خاك بر احوال و درس پنج و شش
حال باطن گر نميآيد بگفت
حال ظاهر گويمت در طاق وجفت
كه ز لطف يار تلخيهاي مات
گشت بر جان خوشتر از شكرنبات
زان نبات ار گرد در دريا رود
تلخي دريا همه شيرين شود
صدهزار احوال آمد همچنين
باز سوي غيب رفتند اي امين
حال هر روزي بدي مانند ني
همچو جو اندر روش كش بند ني
شادي هر روز از نوعي دگر
فكرت هر روز را ديگر اثر
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد