دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۸ ۳۳ بازديد
قوم گفتندش به پيكار و نبرد
با چنين زهره كه تو داري مگرد
چون ز چشم آن اسير بستهدست
غرقه گشتي كشتي تو در شكست
پس ميان حملهٔ شيران نر
كه بود با تيغشان چون گوي سر
كي تواني كرد در خون آشنا
چون نهاي با جنگ مردان آشنا
كه ز طاقاطاق گردنها زدن
طاقطاق جامه كوبان ممتهن
بس تن بيسر كه دارد اضطراب
بس سر بيتن به خون بر چون حباب
زير دست و پاي اسپان در غزا
صد فنا كن غرقه گشته در فنا
اين چنين هوشي كه از موشي پريد
اندر آن صف تيغ چون خواهد كشيد
چالش است آن حمزه خوردن نيست اين
تا تو برمالي بخوردن آستين
نيست حمزه خوردن اينجا تيغ بين
حمزهاي بايد درين صف آهنين
كار هر نازكدلي نبود قتال
كه گريزد از خيالي چون خيال
كار تركانست نه تركان برو
جاي تركان هست خانه خانه شو
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد