بخش ۱۶۷ - حجت منكران آخرت و بيان ضعف آن حجت

۳۴ بازديد


حجتش اينست گويد هر دمي
گر بدي چيزي دگر هم ديدمي
گر نبيند كودكي احوال عقل
عاقلي هرگز كند از عقل نقل
ور نبيند عاقلي احوال عشق
كم نگردد ماه نيكوفال عشق
حسن يوسف ديدهٔ اخوان نديد
از دل يعقوب كي شد ناپديد
مر عصا را چشم موسي چوب ديد
چشم غيبي افعي و آشوب ديد
چشم سر با چشم سر در جنگ بود
غالب آمد چشم سر حجت نمود
چشم موسي دست خود را دست ديد
پيش چشم غيب نوري بد پديد
اين سخن پايان ندارد در كمال
پيش هر محروم باشد چون خيال
چون حقيقت پيش او فرج و گلوست
كم بيان كن پيش او اسرار دوست
پيش ما فرج و گلو باشد خيال
لاجرم هر دم نمايد جان جمال
هر كه را فرج و گلو آيين و خوست
آن لكم دين ولي دين بهر اوست
با چنان انكار كوته كن سخن
احمدا كم گوي با گبر كهن


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد