دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۸ ۳۷ بازديد
گفت اياز اي مهتران نامور
امر شه بهتر به قيمت يا گهر
امر سلطان به بود پيش شما
يا كه اين نيكو گهر بهر خدا
اي نظرتان بر گهر بر شاه نه
قبلهتان غولست و جادهٔ راه نه
من ز شه بر مينگردانم بصر
من چو مشرك روي نارم با حجر
بيگهر جاني كه رنگين سنگ را
برگزيند پس نهد شاه مرا
پشت سوي لعبت گلرنگ كن
عقل در رنگآورنده دنگ كن
اندر آ در جو سبو بر سنگ زن
آتش اندر بو و اندر رنگ زن
گر نهاي در راه دين از رهزنان
رنگ و بو مپرست مانند زنان
سر فرود انداختند آن مهتران
عذرجويان گشه زان نسيان به جان
از دل هر يك دو صد آه آن زمان
همچو دودي ميشدي تا آسمان
كرد اشارت شه به جلاد كهن
كه ز صدرم اين خسان را دور كن
اين خسان چه لايق صدر مناند
كز پي سنگ امر ما را بشكنند
امر ما پيش چنين اهل فساد
بهر رنگين سنگ شد خوار و كساد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد