دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۷ ۳۶ بازديد
آن يكي اسپي طلب كرد از امير
گفت رو آن اسپ اشهب را بگير
گفت آن را من نخواهم گفت چون
گفت او واپسروست و بس حرون
سخت پس پس ميرود او سوي بن
گفت دمش را به سوي خانه كن
دم اين استور نفست شهوتست
زين سبب پس پس رود آن خودپرست
شهوت او را كه دم آمد ز بن
اي مبدل شهوت عقبيش كن
چون ببندي شهوتش را از رغيف
سر كند آن شهوت از عقل شريف
همچو شاخي كه ببري از درخت
سر كند قوت ز شاخ نيكبخت
چونك كردي دم او را آن طرف
گر رود پس پس رود تا مكتنف
حبذا اسپان رام پيشرو
نه سپسرو نه حروني را گرو
گرمرو چون جسم موسي كليم
تا به بحرينش چو پهناي گليم
هست هفصدساله راه آن حقب
كه بكرد او عزم در سيران حب
همت سير تنش چون اين بود
سير جانش تا به عليين بود
شهسواران در سباقت تاختند
خربطان در پايگه انداختند
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد