بخش ۵۰ - سال كردن آن صوفي قاضي را

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۵۰ - سال كردن آن صوفي قاضي را

۳۸ بازديد


گفت صوفي چون ز يك كانست زر
اين چرا نفعست و آن ديگر ضرر
چونك جمله از يكي دست آمدست
اين چرا هوشيار و آن مست آمدست
چون ز يك درياست اين جوها روان
اين چرا نوش است و آن زهر دهان
چون همه انوار از شمس بقاست
صبح صادق صبح كاذب از چه خاست
چون ز يك سرمه‌ست ناظر را كحل
از چه آمد راست‌بيني و حول
چونك دار الضرب را سلطان خداست
نقد را چون ضرب خوب و نارواست
چون خدا فرمود ره را راه من
اين خفير از چيست و آن يك راه‌زن
از يك اشكم چون رسد حر و سفيه
چون يقين شد الولد سر ابيه
وحدتي كه ديد با چندين هزار
صد هزاران جنبش از عين قرار


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد