بخش ۵۳ - جواب قاضي سال صوفي را و قصهٔ ترك و درزي را مثل آوردن

۳۷ بازديد


گفت قاضي بس تهي‌رو صوفيي
خالي از فطنت چو كاف كوفيي
تو بنشنيدي كه آن پر قند لب
غدر خياطان همي‌گفتي به شب
خلق را در دزدي آن طايفه
مي‌نمود افسانه‌هاي سالفه
قصهٔ پاره‌ربايي در برين
مي حكايت كرد او با آن و اين
در سمر مي‌خواند دزدي‌نامه‌اي
گرد او جمع آمده هنگامه‌اي
مستمع چون يافت جاذب زان وفود
جمله اجزااش حكايت گشته بود


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد