بخش ۵۸ - بيان آنك بي‌كاران و افسانه‌جويان مثل آن ترك‌اند

۳۵ بازديد


اطلس عمرت به مقراض شهور
برد پاره‌پاره خياط غرور
تو تمنا مي‌بري كه اختر مدام
لاغ كردي سعد بودي بر دوام
سخت مي‌تولي ز تربيعات او
وز دلال و كينه و آفات او
سخت مي‌رنجي ز خاموشي او
وز نحوس و قبض و كين‌كوشي او
كه چرا زهرهٔ طرب در رقص نيست
بر سعود و رقص سعد او مه‌ايست
اخترت گويد كه گر افزون كنم
لاغ را پس كليت مغبون كنم
تو مبين قلابي اين اختران
عشق خود بر قلب‌زن بين اي مهان


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد