دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۷ ۳۶ بازديد
گفت صوفي قادرست آن مستعان
كه كند سوداي ما را بي زيان
آنك آتش را كند ورد و شجر
هم تواند كرد اين را بيضرر
آنك گل آرد برون از عين خار
هم تواند كرد اين دي را بهار
آنك زو هر سرو آزادي كند
قادرست ار غصه را شادي كند
آنك شد موجود از وي هر عدم
گر بدارد باقيش او را چه كم
آنك تن را جان دهد تا حي شود
گر نميراند زيانش كي شود
خود چه باشد گر ببخشد آن جواد
بنده را مقصود جان بياجتهاد
دور دارد از ضعيفان در كمين
مكر نفس و فتنهٔ ديو لعين
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد