بخش ۶۶ - تمامي قصهٔ آن فقير و نشان جاي آن گنج

۳۴ بازديد


اندر آن رقعه نبشته بود اين
كه برون شهر گنجي دان دفين
آن فلان قبه كه در وي مشهدست
پشت او در شهر و در در فدفدست
پشت با وي كن تو رو در قبله آر
وانگهان از قوس تيري بر گذار
چون فكندي تير از قوس اي سعاد
بر كن آن موضع كه تيرت اوفتاد
پس كمان سخت آورد آن فتي
تير پرانيد در صحن فضا
زو تبر آورد و بيل او شاد شاد
كند آن موضع كه تيرش اوفتاد
كند شد هم او و هم بيل و تبر
خود نديد از گنج پنهاني اثر
هم‌چنين هر روز تير انداختي
ليك جاي گنج را نشناختي
چونك اين را پيشه كرد او بر دوام
فجفجي در شهر افتاد و عوام


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد