دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۷ ۳۷ بازديد
بود شاهي شاه را بد سه پسر
هر سه صاحبفطنت و صاحبنظر
هر يكي از ديگري استودهتر
در سخا و در وغا و كر و فر
پيش شه شهزادگان استاده جمع
قرة العينان شه همچون سه شمع
از ره پنهان ز عينين پسر
ميكشيد آبي نخيل آن پدر
تا ز فرزند آب اين چشمه شتاب
ميرود سوي رياض مام و باب
تازه ميباشد رياض والدين
گشته جاري عينشان زين هر دو عين
چون شود چشمه ز بيماري عليل
خشك گردد برگ و شاخ آن نخيل
خشكي نخلش هميگويد پديد
كه ز فرزندان شجر نم ميكشيد
اي بسا كاريز پنهان همچنين
متصل با جانتان يا غافلين
اي كشيده ز آسمان و از زمين
مايهها تا گشته جسم تو سمين
عاريهست اين كم هميبايد فشارد
كانچ بگرفتي هميبايد گزارد
جز نفخت كان ز وهاب آمدست
روح را باش آن دگرها بيهدست
بيهده نسبت به جان ميگويمش
ني بنسبت با صنيع محكمش
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد