بخش ۱۳۶ - كرامات شيخ شيبان راعي قدس الله روحه العزيز

۳۷ بازديد


هم‌چو آن شيبان كه از گرگ عنيد
وقت جمعه بر رعا خط مي‌كشيد
تا برون نايد از آن خط گوسفند
نه در آيد گرگ و دزد با گزند
بر مثال دايرهٔ تعويذ هود
كه اندر آن صرصر امان آل بود
هشت روزي اندرين خط تن زنيد
وز برون مثله تماشا مي‌كنيد
بر هوا بردي فكندي بر حجر
تا دريدي لحم و عظم از هم‌دگر
يك گره را بر هوا درهم زدي
تا چو خشخاش استخوان ريزان شدي
آن سياست را كه لرزيد آسمان
مثنوي اندر نگنجد شرح آن
گر به طبع اين مي‌كني اي باد سرد
گرد خط و دايرهٔ آن هود گرد
اي طبيعي فوق طبع اين ملك بين
يا بيا و محو كن از مصحف اين
مقريان را منع كن بندي بنه
يا معلم را به مال و سهم ده
عاجزي و خيره كن عجز از كجاست
عجز تو تابي از آن روز جزاست
عجزها داري تو در پيش اي لجوج
وقت شد پنهانيان را نك خروج
خرم آن كين عجز و حيرت قوت اوست
در دو عالم خفته اندر ظل دوست
هم در آخر عجز خود را او بديد
مرده شد دين عجايز را گزيد
چون زليخا يوسفش بر وي بتافت
از عجوزي در جواني راه يافت
زندگي در مردن و در محنتست
آب حيوان در درون ظلمتست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد