آخر عشق اينچنين است

مشاور شركت بيمه پارسيان

آخر عشق اينچنين است

۳۴ بازديد

 

شب است

ققنوس امشب از تبش

در آتشش سوزد

به ياد شاهپرك امشب

به جمع محفلم

شمعي فروزان است

همان شمعي كه هر شب

با لب خندان گريان است

همان شمعي كه داغ اشك او

آتش به بال شاهپرك افكند

صداي مرغ شب با آه مي آيد

تمام سايه ها با شعله شمع جان مي گيرند

تمام خاطرات تلخ

به ديوار سفيد زندگي

بر پرده مي آيد

تمام خاطرات خوش

درون شعله ي شمع است

نواي باد در آغوش دريا

در كنار ساحل باغ اقاقيا

سماي شاخ افرا

يا كه رقص برگ برگ شاخه ي مجنون

صداي خنده ي غنچه

كنار حوض آب عشق

غرور نغمه ي بلبل

همه در شعله شمع است

همه آتش گرفت و دود آن

چشمم به اشك مي آورد امشب

بله اين اشك من از دود تند شعله ي شمع است

كه بوي بال پروانه

از آن هردم مشام آيد

هماني كه چو شمع خنديد

عاشق گشت

و خود را اندر اين لبخند سوزان

آتشي جانانه زد تا

عاشقان عبرت بگير ند

آخر عشق اينچنين است


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد