دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۶ ۳۶ بازديد
بگذاشت و بگذشت
اين عشق آهي بود
ترديدش افتاد و
رو به تباهي بود
پاي آبله بر در
در مي زدم هيهات
اين در گشودن هم
يك فكر واهي بود
من عيب دارم ليك
نه آنچه تو ديدي
كوهي كز آن ساختي
در واقع كاهي بود
رفتم خدا حافظ
جانم به لب آمد
مي ماندم با تو
گر نيم نگاهي بود
تو هرچه هست و بود
ويران نمودي زود
اين رفتن من هم
آنچه تو خواهي بود
من نزد تو بودم
پيش دگر رفتي
نزد تو مي ماندم
گر كوره راهي بود
دردا كه تو از عشق
چيزي نمي داني
آنچه تو فرمودي
رو به سياهي بود
با ديگران هستي
هرگز دلي مشكن
از چاله سوقش ده
آنجا كه چاهي بود...!؟
اين دل اگر آن روز
راه خطايي رفت
هيچش ملامت نيست
از بي پناهي بود
رفتم خداحافظ
زان رو كه دانستم
تنها گناه من
هم بي گناهي بود
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد