ساربان آهسته

مشاور شركت بيمه پارسيان

ساربان آهسته

۳۵ بازديد

 

ساربان آهسته

مانده ام با بارم

بار غم بر دوشم

گله اي هم دارم

ساربان آهسته

من ز پا افتادم

خار در پا دارم

تشنه اي بيمارم

چهر ه ام زرد وخمود

گوش كن قصه ي عشق

يكي بود يكي نبود

زير گنبد كبود

كوي ما سبز تر از زندگي بود

گل و بلبل به سر هم قسم مي خوردند

نهر پر ماهي ما

عزت كوچه ي بي مدعي بود

تا كه روزي در باغ

علفي هرز به پاي گلها

قد برافراخت كه من شمشادم

غيرت باغم من

از بد چرخه چنين افتادم

گفت كه نامم عشق است

ليك اين شوم پليد

عشقه اي بيش نبود

كمر گل پيچيد

همه ي هستي ما شد نابود

در غم گل بلبل

سكته كرد افتاد مرد

نهر هم از لج او

راه كج كرد به به باغي ديگر

رو به دريا بنمود

باد هم طوفان گشت

همه را زود زدود

رنگ آرامش ما

تيره گرديد و كبود

ساربان محض خدا

اندكي آهسته

مانده ام با بارم

همه ي هستي من

كوله باري از غم

اندكي صبر نما

طاقت اين دل بشكسته

به جان تو كم است

ساربان آهسته

خسته ام

جا ماندم....


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد