شعله هاي نفرت

مشاور شركت بيمه پارسيان

شعله هاي نفرت

۳۵ بازديد

 

امشب تو بوم زندگي

يه شعله آتيش ميارم

تموم خاطراتمو

تو شعله ي اون مي ذارم

تو آسمون زندگي

رنگ سياهي مي كشم

هر جا كه تو يادم مياي

از سينه آهي مي كشم

صفحه ي زندگيمو هم

با خون دل تر ميكنم

گلهايي كه به من دادي

با گريه پر پر ميكنم

اونجايي كه ستاره نيست

ابرهاي تيره مي كشم

ابرهاي تيره اي كه ماه

دستتش اسيره مي كشم

كمي از اون گريه هامو

تو دل ابرها مي كارم

تو سرزمين نفرتم

طوفان گريه مي بارم

مي خوام بگم تو سينه ام

يه ذره هم جاي تو نيست

تو جاده ي دلواپسي

هيچ ردي از پاي تو نيست

ديگه كسي نيست كه منو

اينجوري تحقير بكنه

اين دل صاف و ساده رو

در غل و زنجير بكنه

امشب مي خوام دو ركعت از

نماز نفرت بخونم

تو شعله هاي نفرتم

عكس تو رو بسوزونم.....


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد