دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۶ ۳۳ بازديد
من امشب درد خود
بر گوش ني خواندم
مگر او راز من گويد
مگر اسرار من
بر خلق بي احساس
دمي با آه دل خواند
دمي با ناي ني گويد
ولي افسوس اين ني را
لهيب شعله ي عشقم
بسوزاند و دو مشتي
خاك و خاكستر
نمودش
عشق باز هم
در دل بيچاره پنهان ماند
بلي اسرار دل
در سينه ام جا ماند
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد