شوق

مشاور شركت بيمه پارسيان

شوق

۳۸ بازديد
 

بر كرده ام سر
از رخنه اي در سينه سنگ
آري بهارم من ، در اين تنگ.

تنها اگر باد
تنها اگر ابري و باران
تنها اگر خورشيد بود ، اين گل نمي رست.
زين تنگنا ، راه رهانيدن نمي جست.

اي سايه ابر
اي دامن باد
اي تيغ خورشيد
اي جام باران!
اين گل نمي بود
گلدانه را گر شوق گل گشتن نبودي
در گريبان


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد