قصيده شماره ۲۲ - ايضاله

مشاور شركت بيمه پارسيان

قصيده شماره ۲۲ - ايضاله

۳۶ بازديد


منم ز عشق سر از عرش برتر آورده
به زير پاي سر نه فلك درآورده
به بحر نيستي از بيخودي فرو رفته
سر خودي ز در بيخودي در آورده
نهاده پاي طرب بر سر بساط نياز
گرفته دست تمنا و بر سر آورده
هماي همت من باز كرده بال طرب
دو كون و هر چه درو زير يك پر آورده
اساس قصر جلالم عنايت ازلي
بسي ز كنگرهٔ عرش برتر آورده
بريد شوق من از خلعت صفات، مرا
به ملك وصل مثالي مقرر آورده
ز آسمان به من از روح قدس هر نفسي
بريد جانم روح معطر آورده
به بوستان جهان بهر گلبنان حيات
هزار جوي روان به ز كوثر آورده
براي صدرنشينان درگهم، رضوان
ز شاخ طوبي صد چتر بر سر آورده
فلك به مشعله داري درگهم هر شب
دو صد هزار مشاعل ز اختر آورده
به حضرتم خضر آب حيات جان افزا
بهر صبوح به جام سكندر آورده
محيط خاطر من هر زمان به هر موجي
هزار گوهر الهام بر سر آورده
زمين فهم من از فيض تازه بر دارد
درخت فضل من از غيب نوبر آورده
رسيد شمه‌اي از طيب خلق من به صبا
از آن به صبح نسيم معطر آورده
هزار خم ز مي صاف عشق نوشيده
از آن به دردكشان يك دو ساغر آورده
خراب كرده رسوم جهان بي‌معني
وراي رسم جهان رسم ديگر آورده
به نزد اهل معاني نكرده يك دعوي
هزار شاهد معني به محضر آورده
رسيده بر سر گنج جواهر عزت
از آن خزانه دمي بس توانگر آورده
براي غمزدگان منطق طرب زايم
مفرح سخن روح‌پرور آورده
ز مرغزار عراق آمده به وادي هند
از آن رياض نسيمي برابر آورده
به هند طوطي نطقم تبرزد افشانده
به مولتان سخني همچو شكر آورده


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد