اندر ابتداي كتاب

مشاور شركت بيمه پارسيان

اندر ابتداي كتاب

۳۴ بازديد


صاحبا، راز اندرون ز نهفت
تا نپرسي ز من، نخواهم گفت
بنده را خاطري است ناخرسند
عاشق هجر يار، ليك به بند
كه پسندد چو من هنرمندي
لب ببسته، اسير دربندي؟
بنده را شاعري نپنداري
زين گدايان خام نشماري
چون در گنج دوست وا كردند
به من اين شيوه را عطا كردند
روز و شب درد درد مي‌نوشم
در خروشم، اگر چه خاموشم
از تلطف به من نما گل را
در حديث اندر آر بلبل را
تا نوايي ز عشق آغازم
وين چنين تحفه‌ها بپردازم
كلماتي است از مخارج اصل
اندرو هست مندرج ده فصل


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد