غزل

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل

۳۶ بازديد


اي ملامت كنان بي‌حاصل
سعي كمتر كنيد در باطل
هستم آشفته بر رخي، كه برو
شد پري واله و ملك مايل
هست وصف جمال و نعت لبش
برتر از فكر سامع و قايل
دل ديوانه در سر زلفش
كي به زنجيرها شود عاقل؟
هركه يك‌بار در همه عمرش
التفاتي كند، شود مقبل
از خيالش چه شاكرم! كو نيز
نيست از حال عاشقان غافل
اي صبا، اي صبا، غلام توام
گر گذاري كني بدان منزل
حال بيچارگان باديه را
برساني بيار در محمل
گو: عراقي در آرزوي رخت
جان همي داد و حسرت اندر دل


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد