غزل

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل

۳۵ بازديد


هر دلي كان به عشق مايل نيست
حجرهٔ ديو دان، كه آن دل نيست
زاغ، گو: بي‌خبر بمير از عشق
كه ز گل، عندليب غافل نيست
دل بي‌عشق چشم بي‌نور است
خود ببين حاجب دلايل نيست
بي‌دلان را جز آستانهٔ عشق
در ره كوي دوست منزل نيست
هر كه مجنون شود درين سودا
اي عراقي، مگو كه عاقل نيست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد