سر آغاز

مشاور شركت بيمه پارسيان

سر آغاز

۳۵ بازديد


اي هواي تو مونس جانم
مايهٔ درد و اصل درمانم
مرغ جان تا بيافت ديدهٔ باز
در هواي تو مي‌كند پرواز
گفت و گوي تو روز و شب يارم
جست و جوي تو حاصل كارم
دلم از عشق توست ديوانه
تا تو شمعي، تو راست پروانه
نيك در كار خويش حيرانم
درد خود را دوا نمي‌دانم
در غم دوستان مهر گسل
دشمنان را بسوخت بر من دل
ما همه مشتري بي‌پايه
او و كالاي او گران‌مايه
اي ز سوداييان درين بازار
فارغ از مثل من هزار هزار
خواب خواهم من از خدا به دعا
تا ببينم مگر به خواب تو را
نكند خود به خاطرت گذري
كه كني سوي بيدلي نظري
چون سرماست خاك سودايت
فرصتي، تا نهيم در پايت
مي‌سزد جز به وقت دل بردن
التفاتي به بي‌دلي كردن
به تلطف ز ما ربودي دل
به تكبر كنون زياد مهل
تو به خود عاشقي، زهي مشكل!
كه ز ما بگذرد تو را در دل
تو سبق برده‌اي ز نيكويان
ما ز عشق تو اين غزل گويان


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد