دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۶ ۳۵ بازديد
مرحبا! مرحبا! محبت دوست
كز درون آمدي، نه از راه پوست
دلم از چز تو خانه خالي كرد
با تو سوداي لاابالي كرد
تا غمت ساكن دل من شد
از چراغ تو خانه روشن شد
ما گرفتار دام عشق توايم
همه سرمست جام عشق توايم
اي كه حسن رخت دل افروز است
شب ما با خيال تو روز است
حسنت از روضهٔ جنان خوشتر
يادت از هرچه در جهان خوشتر
هر كه در صورت تو حيران نيست
صورتش هست، ليكنش جان نيست
من چو در عارض تو حيرانم
لوح محفوظ عشق ميخوانم
ديدهاي كان جمال ديده بود
مهر رويت به جان خريده بود
با خود، از بيخودي، تو را بينم
گر تو با من نهاي چرا بينم؟
چون نظر بر رخ تو ميفگنم
ميبرد از ديار جان و تنم
به كسي گفتن اين نمييارم:
كه تو را نيك دوست ميدارم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد