غزل

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل

۳۵ بازديد


نيست كاري به آنم و اينم
صنع پروردگار مي‌بينم
حيرتم غالب است و دل واله
نيست پرواي عقل، يا دينم
سخني كز تو بشنود گوشم
خوشتر آيد ز جان شيرينم
در جهان، گر دل از تو بردارم
خود كه بينم؟ كه بر تو بگزينم؟
كرمي كن، گرم نخواهي كشت
هم بدان ساعدان سيمينم
در جهان غير عشق نپرستم
عشق‌بازي است رسم و آيينم
با عراقي، كه عاجز غم توست
خرده‌گيري مكن، كه مسكينم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد