دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۵ ۳۵ بازديد
اي ربوده دلم به رعنايي
اين چه لطف است و اين چه زيبايي؟
بيم آن است كز غم عشقت
سر برآرد دلم به شيدايي
از جمالت خجل شود خورشيد
گر تو برقع ز روي بگشايي
زير برقع، چو آفتاب منير
اندر ابر لطيف پيدايي
در جمالت لطافتي است، كه آن
در نيابد كمال بينايي
آن ملاحت، كه حسن روي تو راست
كس نبيند، مگر تو بنمايي
منقطع ميشود زبان مرا
پيش وصف رخ تو، گويايي
روز و شب جان به عاشقان دادن
از براي تو و تو خود رايي
نيست بيروي تو عراقي را
بيش ازين طاقت شكيبايي
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد