دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۵ ۳۴ بازديد
دلم بربود دوش آن نرگس مست
اگر دستم نگيري رفتم از دست
چه نيكو هر دو با هم اوفتادند
دلم با چشمت، اين ديوانه آن مست
نميدانم دهانت هست يا نيست
نميدانم ميانت نيست يا هست
تويي آن بيدهاني كو سخن گفت
تويي آن بيمياني كو كمر بست
بجانم بندهٔ آزادهاي كو
گرفتار تو شد وز خويشتن رست
دگر با سيف فرغاني نيايد
دلي كز وي بريد و در تو پيوست
گدايي كز سر كوي تو برخاست
به سلطانيش بنشاندند و ننشست
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد