دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۵ ۳۴ بازديد
چشم تو كو جز دل سياه ندارد
دل برد از مردم و نگاه ندارد
بي رخت اي آفتاب پرتو رويت
روز من است آن شبي كه ماه ندارد
با همه ينبوع نور چشمهٔ خورشيد
با رخ تو شكل اشتباه ندارد
با همه خيل ستاره ماه شب افروز
لايق ميدان تو سپاه ندارد
بي رخ تو كاسب راند بر سر خورشيد
رقعهٔ شطرنج حسن شاه ندارد
عاشق تو نزد خلق جاي نجويد
مردهٔ بيسر غم كلاه ندارد
گر برود از بر تو راه نداند
ور برود بر در تو راه ندارد
بر در مردم رود چو سگ بزنندش
هر كه جزين آستان پناه ندارد
دركه گريزد ز تو؟ كه در همه عالم
از تو به جز تو گريزگاه ندارد
درد تو قوت گرفت و بنده ضعيف است
طاقت ناله، مجال آه ندارد
وصل تو از خود نصيب ما نفرستاد
خرمن مه بهر گاو كاه ندارد
از بد و نيكي كه سيف گفت در اشعار
جز كرمت هيچ عذرخواه ندارد
دل به غم تو سپرد از آنكه نگيرد
ملك عمارت چو پادشاه ندارد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد