غزل شماره ۳۳

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۳۳

۳۶ بازديد

 

مه نكويي ز روي او دارد
شب سياهي ز موي او دارد
خود بدين چشم چون توان ديدن
آنچه از حسن روي او دارد
از سر كوي او به كعبه مرو
كعبه خانه به كوي او دارد
گل به بستان جمال ازو گيرد
مشك در نافه بوي او دارد
نه تو تنهاش آرزومندي
هر چه هست آرزوي او دارد
ذره گر در هوا كند حركت
هوس جست و جوي او دارد
نالهٔ بلبل از پي گل نيست
روز و شب گفت و گوي او دارد
من به جان مايلم بدان عاشق
كه دلش ميل سوي او دارد
سيف از گريه خاك را تر كرد
آبها سر به جوي او دارد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد