دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۵ ۳۵ بازديد
در حلقهٔ زلف تو هر دل خطري دارد
زيرا كه سر زلفت پر فتنه سري دارد
بر آتش دل آبي از ديده همي ريزم
تا باد هواي تو بر من گذري دارد
من در حرم عشقت همخانهٔ هجرانم
در كوي وصال آخر اين خانه دري دارد
تو زادهٔ ايامي مردم نبود زين سان
اين مادر دهر الحق شيرين پسري دارد
از تو به نظر زين پس قانع نشوم ميدان
زيرا كه چو من هر كس با تو نظري دارد
تلخي غمت خوردم باشد سخنم شيرين
اي دوست ندانستم كاين ني شكري دارد
جايي كه غمت نبود شادي نبود آنجا
انصاف غم عشقت نيكو هنري دارد
در مذهب درويشان كذب است حديث آن
كز عشق سخن گويد وز خود خبري دارد
كردم به سخن خود را مانند به عشاقت
چون مرغ كجا باشد مور ارچه پري دارد
من بنده بسي بودم در صحبت آن مردان
عيبم نتوان كردن صحبت اثري دارد
نوميد مباش اي سيف از بوي گل وصلش
در باغ اميد آخر هر شاخ بري دارد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد