دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۵ ۳۶ بازديد
اين حسن و آن لطافت در حور عين نباشد
وين لطف و آن حلاوت در ترك چين نباشد
ماهي اگر چه مه را بر روي گل نرويد
جاني اگر چه جان را صورت چنين نباشد
از جان و دل فزوني وز آب و گل بروني
كاين آب و لطف هرگز در ماء و طين نباشد
اي خدمت تو كردن بهتر زدين و دنيا!
آنرا كه تو نباشي دنيا و دين نباشد
مشتاق وصلت اي جان دل در جهان نبندد
انگشتري جم را ز آهن نگين نباشد
چون دامن تو گيرد در پاي تو چه ريزد
بيچارهاي كه جانش در آستين نباشد
هان تا گدا نخواني درويش را اگرچه
اندر طريق عشقش دنيا معين نباشد
اندر روش نشايد شه را پياده گفتن
گر بر بساط شطرنج اسبي بزين نباشد
مرده شناس دل را كز عشق نيست جاني
عقرب شمر مگس را كش انگبين نباشد
آن كو به عشق ميرد اندر لحد نخسبد
گور شهيد دريا اندر زمين نباشد
الا به عشق جانان مسپار سيف دل را
كز بهر اين امانت جبريل امين نباشد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد