غزل شماره ۵۰

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۵۰

۳۶ بازديد


اي نامهٔ نو رسيده از يار
بي‌گوش سخن شنيده از يار
در طي تو گر هزار قهر است
لطفي‌ست به من رسيده از يار
اي بوي وفا شنيده از تو
اين جان جفا كشيده از يار
وي ديده هر آنچه گفته از دوست
وي گفته هر آنچه ديده از يار
هرگز باشد كه چون سوادت
پر نور كنيم ديده از يار
اندر شب هجر مطلع تو
صبحي‌ست ولي دميده از يار
اي حظ نظر گرفته از دوست
وي ذوق سخن چشيده از يار
گر باز روي ز من بگويش
كاي بي‌سببي رميده از يار،
انصاف بده كه چون بود سيف
پيوسته چنين بريده از يار


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد