غزل شماره ۷۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۷۱

۳۴ بازديد


چو بيند روي تو اي نازنين گل
كند بر تو هزاران آفرين گل
تو با اين حسن اگر در گلشن آيي
نهد پيش رخت رو بر زمين گل
اگر بلبل كند ذكر تو در باغ
ز نامت نقش گيرد چون نگين گل
چو از ذكر لبت شيرين كند كام
شود در حلق زنبور انگبين گل
گلي تو از گريبان تا به دامن
بهر جانب بريز از آستين گل
اگر در خانه گل خواهي به هر وقت
برو آيينه برگير و ببين گل
ندارد باغ جنت همچو تو سرو
نباشد شاخ طوبي را چنين گل
به رنگ و بو چو تو نبود كه چون تو
خط و خالي ندارد عنبرين گل
اگر با من نشيني عيب نبود
كه دايم خار دارد همنشين گل


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد