دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۴ ۳۵ بازديد
اي كه تو جان جهاني و جهان جاني
گر به جان و به جهانت بخرند ارزاني
عشق تو مژدهور جان به حيات ابدي
وصل تو لذت باقي ز جهان فاني
خوب رويان جهان كسب جمال از تو كنند
آفتاب ار نبود مه نشود نوراني
ز آسمان گر به زمين درنگري چون خورشيد
غير مه هيچ نباشد كه بدو ميماني
ماه در معرض روي تو برآيد چه عجب
شب روان را چو عسس سخت بود پيشاني
ظاهر آن است كه در باغ جمال كس نيست
خوب تر زين گل حسني كه تواش بستاني
از سلاطين جهان همت من دارد عار
گر تو يك روز گداي در خويشم خواني
شرمسار است توانگر ز زرافشاني خود
چون گداي تو كند دست به جان افشاني
از چنين داد و ستد سود چه باشد چو به من
ندهي بوسه، وگر من بدهم نستاني
خستهٔ تيغ غمت را به بلا بيم مكن
كشته را چند به شمشير همي ترساني
سيف فرغاني از عشق بپرهيز و منه
پا در آن كار كه بيرون شد از آن نتواني
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد