شماره ۱۸

مشاور شركت بيمه پارسيان

شماره ۱۸

۳۵ بازديد


حسن هر جا كه در جهان برود
عشق در پي چو بي‌دلان برود
حسن هر جا به دلستاني رفت
عشق بر كف نهاده جان برود
حسن ليلي صفت چو حكمي كرد
عشق مجنون سلب بر آن برود
در پي حسن دلربا هر روز
عشق بي‌بال جان فشان برود
گر تو شرح كتاب حسن كني
مهر و مه چون ورق در آن برود
هر چه در مكتب خبر علم است
جمله بر تختهٔ عيان برود
نقطهٔ عشق اگر پذيرد بسط
بت به مسجد فغان كنان برود
عشق خورشيد و بود ما سايه است
هر كجا اين بيايد آن برود
سر عشقم چو بر زبان آمد
گر بگويم مرا زبان برود
ره‌نورد بيان چو سربكشد
ترسم از دست من عنان برود
به سخن گفتم از دل تنگم
انده حسن دلستان برود
بر من اين داغ از آتش عشق است
كه به آب از من اين نشان برود
دل كه فرمانش بر جهان برود
كرد حكمي كه جان بر آن برود
گرد ميدان انفس و آفاق
همچو گويي به سر دوان برود
از نشانهاي او دل است آگاه
هر كجا دل دهد نشان برود ...


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد