شماره ۲۲

مشاور شركت بيمه پارسيان

شماره ۲۲

۳۴ بازديد


اي ز لعل لب تو چاشني قند و شكر
وي ز نور رخ تو روشني شمس و قمر
خسرو ملك جمالي تو و اندر سخنم
ذكر شيريني تو هست چو در آب شكر
سر خود نيست دلي را كه تو باشي مطلوب
غم جان نيست كسي را كه تو باشي دلبر
دختر نعش گواهي نتواند دادن
كه چنو زاده بود مادر ايام پسر
در همه نوع چو تو جنس بيابند وليك
به نكويي نبود جنس تو از نوع بشر
به جمال تو درين عهد نيامد فرزند
وگرش ماه بود مادر و خورشيد پدر
حسن ازين پيش همي بود چو معني پنهان
پس ازين روي تو شد صورت او را مظهر
آفتابي تو و هر ذره كه يابد نظرت
نورش از پرتو خورشيد نباشد كمتر
رنگ از عارض گلگون تو گيرد لاله
بوي از طرهٔ مشكين تو دارد عنبر
گل رو خوب به حسن است ولي دارد حسن
از گل روي تو زينت چو درختان ز زهر
نظر چشم كس ادراك نخواهد كردن
حسن رويت كه درو خيره شود چشم نظر
با چنين حسن و جمال ار به خودش راه دهي
از تو آراسته گردد چو عروس از زيور ...


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد