اي پسر از مردم زمانه حذر گير
بگذر ازين كوي و خانه جاي دگر گير
در تو نظرهاي خلق تير عدو دان
تيغ بيفگن، براي دفع سپر گير
چون تو نداني طريق غوص درين بحر
حشو صدف ممتلي به در و گهر گير
چون تو نه آني كه ره بري به معاني
جمله جهان نيكوان خوب صور گير
گر بجهد آتشي ز زند عنايت
سوختهٔ دل به پيش او بر و در گير
يار اگرت از نگين خويش كند مهر
نام ازو همچو شمع و مهر چو زر گير
پاي بنه بر فراز چرخ و چو خورشيد
جملهٔ آفاق را به زير نظر گير
باز دلت چون به دام عشق در افتاد
خيل ملك را چو مرغ سوخته پر گير
مرغ سعادت به شام چون نگرفتي
دام تضرع بنه به وقت سحر گير
جان شريف تو مغز دانهٔ نفس است
سنگ بزن مغز را ز دانه بدرگير
چون سر تو زير دست راهبري نيست
جملهٔ اعضاي خويش پاي سفر گير
بگذر ازين پستي از بلندي همت
وين همه بالا و شيب زير و زبر گير
صدق ابوبكر را علم كن و با خود
تيغ عليوار زن، جهان چو عمر گير
سيف برو جان بباز و نصرت دل كن
دامن معشوق را به دست ظفر گير
عيب عملهاي خويشتن چو ببيني
بحر دلت را چو علم كان هنر گير
دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۴ ۳۴ بازديد
تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد