شماره ۳۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

شماره ۳۱

۳۵ بازديد


ايا نديده ز قرآن دلت وراي حروف!
به چشم جان رخ معني نگر بجاي حروف
به گرد حرف چو اعراب تا بكي گردي
به ملك عالم معني نگر وراي حروف
مدبرات امورند در مصالح خلق
ستارگان معانيش بر سماي حروف
عروس معني او بهر چشم نامحرم
فرو گذاشته بر روي پرده‌هاي حروف
خليفه‌وار بديدي امام قرآن را
لباس خويش سيه كرده از كساي حروف
ز وجد پاره كني جامه‌گر برون آيد
برهنه شاهد اسرارش از قباي حروف
عزير قرآن در مصر جامع مصحف
فراز مسند الفاظ و متكاي حروف
شراب معني رخشان چو طلعت يوسف
نمود از دل جام جهان نماي حروف
حديث گنج معاني همي كند با تو
زبان قرآن، در كام اژدهاي حروف
دل صدف صفتت بر اميد در ثواب
ز بحر قرآن قانع به قطره‌هاي حروف
به كام جان برو آب حيوة معني نوش
ز عين چشمهٔ الفاظ و از اناي حروف
مكن به جهل تناول، كه خوان قرآن را
پر از حلاوهٔ علم است كاسهاي حروف
قمطرهاي نبات است پر ز شهد شفا
نهاده خازن رحمت برو غطاي حروف
عرب اگر چه به گفتار سحر مي‌كردند
از ابتداي الف تا به انتهاي حروف،
حبال دعوي برداشتند چون بفگند
كليم لفظ وي اندر ميان عصاي حروف
به دوستانش فرستاد نامه‌اي ايزد
كه ره برند به مضمونش از سخاي حروف
پس آمده ز كتب، بوده پيشواي همه
چنان كه حرف الف هست پيشواي حروف
به آفتاب هدايت مگر تواني ديد
كه ذره‌هاي معاني است در هواي حروف
اگر مركب گردد چو صورت و بيند
بسيط عالم معني ز تنگناي حروف،
به بارگاه سليمان روح هدهد عقل
خبر ز عرش عظيم آرد از سباي حروف
بدين قصيده كه گفتم، در او بيان كردم
كه ترك علم معاني مكن براي حروف ...


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد