سوداي بوسه

مشاور شركت بيمه پارسيان

سوداي بوسه

۳۵ بازديد


من عاشقت هستم چرا اينقدر حاشا ميكني
هرگز نه چون من عاشقي در شهر پيدا مي كني
با كس نگو اسرار دل ما را نكن جايي خجل
بي آبرويان را چرا اينقدر رسوا ميكني
سرمايه ام يك آسمان با زينت رنگين كمان
آيا تمام ثروتم با بوسه سودا ميكني ؟
گفتي نمي خواهي مرا گفتي بدم باشد بگو
ديگر چرا هر شب مرا مست تمنا مي كني
اول كه ديدم روي تو لبخند بر لب داشتي
آن روز مي كردي گلم اخمي كه حالا مي كني
گفتي چرا عاشق شدم ديوانه ام خواندي ولي
آيا نگفت آيينه اي رويت چه زيبا مي كني
اينقدر تقسيمم نكن بر غم كه بي حاصل شدم
تا كي ز هيچم اين همه بسيار منها مي كني


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد