دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۴ ۳۴ بازديد
من گل زرد آفتابگردانم
رو به خورشيد توست چشمانم
دستهايم قنوت مي خواند
بت پرستم ولي مسلمانم
ميزبان خدا شوم وقتي
كه به ميقات دوست مهمانم
مي روي تا دوباره برگردي
سر به تشويش در گريبانم
پرتو مهر آفتاب حضور
راز عمر منست مي دانم
پرتو عشق مي زني بر من
مثل آيينه باز گردانم
دوست دارم ترا كه زيبايي
دوست داري مرا كه نادانم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد