دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۴ ۳۳ بازديد
مرتع بي علف از برۀ بيمار پر است
توي اين قحطي انديشه دل زار پر است
وهم آيينه نكن حيلۀ راه است سراب
چشم و گوش من ازين بازي پندار پر است
من سوار نفس گرم خودم خواهم شد
بروم تا افق دور كه از يار پر است
استخوان ميشود اين لقمه اگر بردارم
سفرۀ جان من از لقمه شكدار پر است
خنده با كوچ پرستوي تو از خانه گريخت
خلوت حوصله از نغمۀ غمبار پر است
دست خورشيد پر انگشت و هر آن يك بر چشم
مشرق اول صبح از تب آزار پر است
توي زنبيل دلم عاطفه دارم بسيار
تا ابد هرچه كه خواهي برو بردار پر است
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد