دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۳ ۳۵ بازديد
از من گذشت عشق و در من اثر گذاشت
بر ديده خون دل و لهيب جگر گذاشت
او پيش من نشست و گفتم به التماس
باشد كه بندگي كنمت من مگر گذاشت
بر دست من نوشت كه نه لايق مني
آنقدر مطمئن كه دو تا ضربدر گذاشت
خرسند از اين شدم كه دلم را ربوده است
يك نيمه شب به طعنه دلم پشت در گذاشت
در زلف اوست رقص طربناك حلقه ها
هر حلقه را براي سر يك نفر گذاشت
گفتم كه ميدهم صنما سر به كوي تو
با خنده در مقابلم هفتاد سر گذاشت
بگذشت عمر من و من افسوس مي خورم
از بس فلك مرا ز خود بي خبر گذاشت
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد