گذار عشق

مشاور شركت بيمه پارسيان

گذار عشق

۳۵ بازديد


از من گذشت عشق و در من اثر گذاشت
بر ديده خون دل و لهيب جگر گذاشت
او پيش من نشست و گفتم به التماس
باشد كه بندگي كنمت من مگر گذاشت
بر دست من نوشت كه نه لايق مني
آنقدر مطمئن كه دو تا ضربدر گذاشت
خرسند از اين شدم كه دلم را ربوده است
يك نيمه شب به طعنه دلم پشت در گذاشت
در زلف اوست رقص طربناك حلقه ها
هر حلقه را براي سر يك نفر گذاشت
گفتم كه ميدهم صنما سر به كوي تو
با خنده در مقابلم هفتاد سر گذاشت
بگذشت عمر من و من افسوس مي خورم
از بس فلك مرا ز خود بي خبر گذاشت


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد