دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۳ ۳۵ بازديد
از من نخواه كز دل آزاد بگذرم
از بيستون و تيشۀ فرهاد گذرم
دشت سكوت اگرچه كه جولانگه من است
شايد سوار مركب فرياد بگذرم
هرگز نمي شود كه سر چار راه فقر
شاد از كنار كودك نا شاد بگذرم
بگذشته ام ز دين خرافات خيز جهل
اما نه از صحيفۀ سجاد بگذرم
مانند گرد باد سرم گيج مي رود
از شوره زار عقل چنان باد بگذرم
گنجينۀ عتيقه ترين عشق عالمم
ويرانه ام خوش است از آباد بگذرم
مي ميرم آفتاب مرا خاك مي كند
مثل غبار از گذر ياد بگذرم
بالم شكست باز هوس ، من كبوترم
هرگز نخواه از سر صياد بگذرم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد