برق حسرت

مشاور شركت بيمه پارسيان

برق حسرت

۳۴ بازديد


يادش آرام دل ديوانه برد
دلبرانه آمد و جانانه برد
خواب ديدم كه با زنجير عشق
دوشم از محراب تا ميخانه برد
پاي در ماتم سراي دل گذاشت
عبرت بسيار از اين ويرانه برد
داستان وصل را آغاز كرد
تا ديار قصه و افسانه برد
دست تقواي مرا بشكسته ديد
اندك اندك تا لب پيمانه برد
بوسه ام را با لب زيبا فشرد
برق حسرت تا دل بيگانه برد
داستان كودكان شد شعر من
نام احمد بر در هر خانه برد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد