دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۳ ۳۴ بازديد
يادش آرام دل ديوانه برد
دلبرانه آمد و جانانه برد
خواب ديدم كه با زنجير عشق
دوشم از محراب تا ميخانه برد
پاي در ماتم سراي دل گذاشت
عبرت بسيار از اين ويرانه برد
داستان وصل را آغاز كرد
تا ديار قصه و افسانه برد
دست تقواي مرا بشكسته ديد
اندك اندك تا لب پيمانه برد
بوسه ام را با لب زيبا فشرد
برق حسرت تا دل بيگانه برد
داستان كودكان شد شعر من
نام احمد بر در هر خانه برد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد