دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۳ ۳۶ بازديد
من در اين عالم نبودم عشق در جانم نشست
هر چه بودم كم نبودم عشق در جانم نشست
آدمي از ترس مردم عشق را بلعيده است
من مگر آدم نبودم عشق در جانم نشست
عشق يعني اوج بودن پس چرا اينگونه غافل
هم نبودي هم نبودم عشق در جانم نشست
گر بگويم مثل عيسي عشق در جان زاده باشم
من ولي مريم نبودم عشق در جانم نشست
من گداي كوچه هستم ژنده پوش بي هويت
پادشاه جم نبودم عشق در جانم نشست
در ازل مردم تمامي در صف زر بوده اما
من پي درهم نبودم عشق در جانم نشست
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد