پادشاه جم

مشاور شركت بيمه پارسيان

پادشاه جم

۳۶ بازديد


من در اين عالم نبودم عشق در جانم نشست
هر چه بودم كم نبودم عشق در جانم نشست
آدمي از ترس مردم عشق را بلعيده است
من مگر آدم نبودم عشق در جانم نشست
عشق يعني اوج بودن پس چرا اينگونه غافل
هم نبودي هم نبودم عشق در جانم نشست
گر بگويم مثل عيسي عشق در جان زاده باشم
من ولي مريم نبودم عشق در جانم نشست
من گداي كوچه هستم ژنده پوش بي هويت
پادشاه جم نبودم عشق در جانم نشست
در ازل مردم تمامي در صف زر بوده اما
من پي درهم نبودم عشق در جانم نشست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد