دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۳ ۳۵ بازديد
مثل تنديس خدايي همه نور
چشم بد از قد رعناي تو دور
آتشم زن كه سپندت بشوم
چشم بد خواه حسودان همه كور
من اگر دست دهد خاك شوم
كه تو بر من بنهي پاي عبور
شعر من گوشه اي از مستي هاست
وقت زائل شدن عقل و شعور
شعر من زمزمۀ يك چوپان
در شب سرد تماشايي طور
ذهن من خالي از انديشۀ خويش
كه تو شايد بكني باز خطور
دل سودا زده ام باز گريخت
خنده اي كرد و ببخشيد قصور
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد