دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۳ ۳۵ بازديد
غريب غربت خويشم ز حسرت خيز تنهايي
كه از تنها بپرهيزم به حكم پير شيدايي
فريب خويش را خوردم كه در خود اينچنين مردم
كه از بيگانگان اين سان نخوردم تير رسوايي
دل مردم گريزي هست و عزم نا كجا رفتن
ز هيچ آباد بگذشتن ، گذشتن از من و مايي
كدامين جاده خواهد رفت تا سر حد بي خويشي
كه سر بگذارم اندر آن به شور بي سرو پايي
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد