شوكران

مشاور شركت بيمه پارسيان

شوكران

۳۵ بازديد


عمر كوتاه بسر شد و نياورد كسي
زخم جان سوز مرا مرهم فرياد رسي
آنكه پنداشته بودم كه رفيقم باشد
استخوانم به گلو ، چشم مرا بود خسي
من در اين فاجعه زاري كه جهانش نامند
شوكران خورده ام از ساغر هر دوست بسي
مهلت رفتن از اين منزل فاني به سر آ
بشنوم كاش ز ناقوس اجل من جرسي
مبتلا بوده ام من از اول خلقت به بلا
بر نيامد همه عمرم به حلاوت نفسي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد