دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۳ ۳۵ بازديد
عمر كوتاه بسر شد و نياورد كسي
زخم جان سوز مرا مرهم فرياد رسي
آنكه پنداشته بودم كه رفيقم باشد
استخوانم به گلو ، چشم مرا بود خسي
من در اين فاجعه زاري كه جهانش نامند
شوكران خورده ام از ساغر هر دوست بسي
مهلت رفتن از اين منزل فاني به سر آ
بشنوم كاش ز ناقوس اجل من جرسي
مبتلا بوده ام من از اول خلقت به بلا
بر نيامد همه عمرم به حلاوت نفسي
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد