دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۳ ۳۵ بازديد
عمر مرا ستانده اي خون ز دلم چكانده اي
باز بگو براي من اشك چرا فشانده اي
مي زني ام كه خود برو هر چه زني نمي روم
در سر عشق و عاشقي درس مرا نخوانده اي
گفته ام و نگفته اي آنچه ز عشق مي شوي
بر سر عهد اولين مانده ام و نمانده اي
مي شكني شكسته را احمد جان گسسته را
تا به كجا و تا به كي مي كشي و كشانده اي
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد