دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۳ ۳۸ بازديد
طعم خورشيد و عطر باران داشت
بوسه هايي كه بر لبم مي كاشت
چشمهايش روايت شب بود
باغ صد گل و غنچه لب بود
مي شد از بوسه هاي او انگار
كودك جان خسته ام بيدار
سر عشق است و راز شيدايي
چشم آن آفتاب زيبايي
باورم كن ، اگر چه هيچ هستم
هيچم اما ز هيچ بگذشتم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد